menusearch
noreeghtesad.ir

انتهای بی برنامگی و ذوق زدگی در اولین آئین تجلیل از راویان شهر کرج

جستجو
۱۴۰۵/۵/۲۹ پنجشنبه
(0)
(0)
انتهای بی برنامگی و ذوق زدگی در اولین آئین تجلیل از راویان شهر کرج
انتهای بی برنامگی و ذوق زدگی در اولین آئین تجلیل از راویان شهر کرج

lind hldvd dckd

             تهیه و تنظیم و انتشار

       سرویس مدیریت شهری: 

           مهدی امیری یزنی

 

 

تجلیل از محافظان مدیران شهر یا تجلیل از راویان شهر؛

انتهای بی برنامگی و ذوق زدگی در اولین آئین تجلیل از راویان شهر کرج

با صرف بودجه هنگفت، نهایت بی احترامی به جایگاه خبر و خبرنگار صورت گرفت

در حالیکه روابط عمومی و امور بین المل شهرداری کلانشهر کرج در مراسمی تحت عنوان اولین آئین تجلیل از راویان شهر مدیریت شهری هزینه های بسیار هنگفت و ریخت و پاش بسیار زیادی کرد تا به اصطلاح یک مراسم بزرگ، تاثیرگذار و به یاد ماندنی به منظور تجلیل از خبرنگاران شهر کرج برگزار کند، اما در نهایت به دلیل بی برنامگی، آشفتگی و بی سر و سامانی تشکیلات سازمانی مستقر در این نهاد تاثیرگذار، این آئین تجلیل، تبدیل به مراسمی شبیه به پلی بک ها و استند آپ کمدی هایی شد که برای سرگرمی و اسباب خنده خانواده های پرسنلی و سازمانی اجرا می شود.

سالن و تالار پذیرایی بسیار مجلل و قشنگ، اقلام تبلیغاتی رنگارنگ،  میوه و شیرینی و شربت از همه رنگ، مجری ها و کمدین های پر از شوخی های کلیشه ای و جفنگ و ... همه و همه دست به دست هم دادند تا در نهایت نتوان این مراسم را یک آئین تجلیل در خور شان و منزلت خبرنگارانی نامید که در سخنرانی های های مسئولین میزبان جزء فرهیخته ترین اقشار جامعه عنوان شدند اما متاسفانه این موضوع با شکل و شمایل و محتوای مراسم کاملا مغایرت داشت.

البته از جلال سبزی مدیر جوان، کم تجربه و ناپخته روابط عمومی و امور بین المل شهرداری کلانشهر کرج که تا پیش از انتصاب به این سمت نسبتا بزرگ کارنامه چندانی در امور روابط عمومی و تسلط به ابزار رسانه نداشت انتظاری بیش از این نمی رفت و صد البته یک وقت اشتباه برداشت نشود و منظور ما اصلا و ابدا این نیست که سبزی کم فروش است و در مراسم تجلیل از خبرنگاران کم فروشی و کم کاری کرد.

کاملا بر عکس او اقلام زیادی را برای عرضه در این مراسم تدارک دیده بود و به روی پیشخوان و میزهای سالن گذاشت و تصورش هم این بود که هر چه شلوغ پلوغ تر بهتر و بهترتر، اما متاسفانه حجم زیاد این مواد مصرفی که سبزی برای مهمانان تدارک دیده بود باعث شد تا خروجی این مراسم فقط و فقط یک آش شعله قلمکاری شود که سبزی خیلی زیاد و بیش از اندازه ای داشت و فلفل و نمک و سایر چاشنی های لازم نیز نتوانسته بود از مزه بیش از اندازه سبزی این آش که دل را به شدت می زد و اشتها را کور می کرد و باعث دل آشوبه شدید می شد کم کند.

اما ما از سر تقصیرات و کم تجربگی سبزی در برگزاری مراسم تجلیل از خبرنگاران می گذریم و نوک پیکان انتقاد خود را به سمت خانه مطبوعات البرز می بریم که قرار بود یکی از بازوی های  اجرایی، اصلی و بسیار مهم در برگزاری این مراسم ( شما بخوانید سرآشپز این مراسم ) تجلیل از خبرنگاران باشد که نتوانست باشد و خود بخشی از اسباب بی احترامی به خبرنگاران شد که مواد لازم و طریقه مصرفش را سبزی تدارک دیده بود.

خانه مطبوعات که اصولا باید خط دهنده و تعیین کننده اصلی خط و مشی و محتوای فیزیکی و معنوی چنین مراسم هایی باشد و به جرات می توان گفت که این خانه حتی  می تواند هدایت کننده اندیشه و عملکرد مدیریت شهری  باشد، اما در نهایت نحوه تردد و رفت و آمد مدیرعامل فعلی این خانه مشخص کرد که او بیشتر دوست دارد به او به چشم یک بادیگارد، اسکورت کننده یا به قول خودمان همان محافظ مال و اموال و منافع مدیران شهری نگاه کنند و در حالیکه در اصل باید نقش تیز کننده تیغ انتقاد و تجزیه و تحلیل خبرنگاران را بازی کند اما خود عاملی برای کند کردن این تیغ شده است.

دکتر رضا عباس زاده ظاهرا ماموریت پیدا کرده است تا اسب تازی و چاپار رسالت خبرنگاران شهر را تبدیل به یابوی بارکش کند و از زمان روی کار آمدن او رفته رفته سر این اسب تازی را به آخوری گرم کرده است تا کاری به کار فضای شهر نداشته باشند و به جای راوی شهر، راوی مدیران شهر باشند.

مدیر عامل ما در مراسم تجلیل اخیر، برخی اعضای شورای شهر و مدیران حاضر در مراسم را هنگام خارج شدن از آسانسور تا میز پذیرایی اسکورت می کرد ( حال اینکه این اسکورت از دم در وردی پارکینگ یا حتی از درب منزل هم صورت گرفته است یا نه، این را ما که بنده خدا هستیم نمی دانیم و فقط خدا می داند).

احترام به مدیران در یک مراسم رسمی امری بسیار پسندیده است اما این احترام فقط با اسکورت و همراهی و دوش به دوش شدن به جا نمی آید و هزار و یک کار دیگر برای ادای احترام وجود دارد که پرداختن به آن در این یادداشت نمی گنجد و یکی از این کارها به دست گرفتن محتوای فیزیکی، معنوی و اجرایی مراسم هایی است که مهمان اصلی آن خبرنگاران، اصحاب فرهیخته و اندیشمند جامعه و یک شهر هستند تا باعث آبرو ریزی و افتضاح های این چنینی نشود.

 متاسفانه دوش به دوش شدن مدیرعامل خانه مطبوعات البرز با مدیران حاضر در مراسم از نگاه نافذ و دور اندیش بسیاری از خبرنگاران حاضر در مراسم تنها و تنها یک فیگور، ژست و پز و افاده ی اضافه بر سازمان به حساب آمد.

تحویل هدایای خبرنگاران در همان ابتدای شروع مدت زمان این مراسم که بر خلاف سنت همیشگی این گونه مراسم ها که در پایان مراسم و هنگام عزیمت و خارج شدن خبرنگاران از سالن صورت می گرفت، اما این بار در همان ابتدای مراسم و در نزدیکی درب ورودی تالار به شکلی که چند نفر از کارمندان شهرداری و روابط عمومی در قالب و هیبت نگهبان بقیه مبادی ورودی و خروجی سالن را بسته بودند انجام شد.

این سنت شکنی در مراسم تجلیل از خبرنگاران باعث شده بود تا خبرنگاران بر خلاف ادوار گذشته قبل از ورود به سالن هدایای خود را تحویل بگیرند و این امری اتفاقی و بدون برنامه ریزی نبود بلکه بر عکس بسیار هوشمندانه طراحی شده بود تا باعث شود خبرنگاران و مهمانان در داخل سالن و در طول مدت زمان برگزاری مراسم، پاکت های تبلیغاتی حاوی هدایای خود را روی میزهای سالن و در لابلای میوه و شیرینی و سالاد و غذا و نوشابه و غیره بگذارند، تا جاییکه خبرنگاران دعوت شده حتی مجبور شند که در طول مراسم این هدایای دست و پا گیر را با خود به این طرف و آن طرف حمل کنند تا این هدایا همانند اقلام پذیرایی و در کنار سایر اقلام تبلیغاتی جلوه و خودنمایی بیشتری داشته باشد.

اجرای مراسم قرعه کشی شماره ای و تخصیص جایزه و اعلام شماره ها همراه با موزیک دیجیتالی در پشت بلنگوها و میکروفون های سالن بخشی از مراسم تجلیل از راویان شهری بود که سر و صدای بسیار بلند و گوش خراشی تولید می کرد که باعث شده بود تا سر میزهای پذیرایی صدا به صدا حتی به نفر بغل دستی هم نرسد و خبرنگاران که بعد از مدت ها در یک جا جمع شده اند حتی نتوانند یک احوال و پرسی و خوش و بش خشک و خالی هم با هم بکنند که نگارنده هنوز نتوانسته ام تعیین کنم که آیا این کار هم هوشمندانه و عامدانه صورت گرفته بود تا به صورت عمدی باعث شود که صدا به صدا نرسد یا اینکه به خاطر عدم تسلط میزبان از دستشان خارج شده بود و اتفاقی صورت گرفته بود.

به حضور یک نوازنده و دستگاه موزیک دیجیتالی در پاراگراف قبلی اشاره کردم و یادم آمد در ادوار گذشته و تاریخچه شهر کرج چه خواننده های بسیار بزرگ، اصیل و دارای وجهه هنری به کرج دعوت شده بودند تا در حضور خبرنگاران و به افتخار خبرنگاران بنوازند و بخوانند که یکی از آخرین نمونه های آن حضور با شکوه علیرضا افتخاری خواننده محبوب و تاثیرگذار موسیقی سنتی و اصیل ایرانی در تالار لوتوس کرج و در یکی از مراسم های تجلیل از خبرنگاران بود و متاسفانه این بار روابط عمومی شهرداری کرج با دعوت از چنین گروه موزیکی، و اجرای شوخی های جفنگ و رکیک، آئین تجلیل از راویان شهر را تبدیل به یک استند آپ کمدی خانوادگی و کودکانه کرد.

البته شاید نباید نگاه انتقادی خود را از سمت شخص حقیقی و حقوقی تک تک خبرنگاران البرز و کرج دور کنم و نوک پیکان این یادداشت و این نقد و تحلیل را فقط به سمت میزبان ببرم و بلکه بر عکس شاید عملکرد ادوار از گذشته تا به امروز ما خبرنگاران که به عنوان مهمان در این مراسم حضور داشتیم هم باعث شده است تا برای تجلیل از ما مراسمی برای ما برپا کنند که در شان و منزلت ما نبود.

مطمئنا و به احتمال بسیار زیاد، بخش زیادی از خبرنگاران حاضر در این مراسم کاملا راضی و خشنود و با دست پر از سالن بیرون آمدند و ممکن است اصلا و ابدا متوجه هیچ از یک نکات انتقادی که در این یاداشت به آن اشاره شد نشده باشند و بخش اندک و معدودی هم اگر شدند فرصت و زحمت تجزیه و تحلیل را به خود نداده و نمی دهند و محافظه کار شده اند و همانند مدیرعامل خانه مطبوعات تبدیل به محافظ مدیران شهر شده اند.

پخش کلیپ تبلیغاتی که در آن مهرداد کیانی شهردار کلانشهر کرج را در نزدیکی محل انفجارهای مربوط به ایام جنگ رمضان نشان می دهد در حالیکه موبایل به دست و فریاد زنان مشغول کنترل اوضاع است شاید از نظر عوام کاری خارق العاده و شجاعانه و فداکارانه به نظر برسد اما از نگاه خبرنگاران این فقط یک داستان عامه پسند است.

 از نظر بنده حقیر هیچ نیازی به حضور فیزیکی یک مدیر تراز اول در عمق  فاجعه و اینقدر نزدیک به صحنه که ممکن است برایش خطر آفرین نیز باشد نبود و آن مدیر و شهرداری توانمند و شجاع به حساب می آید که بتواند از پشت همان میز کارش فاجعه را کنترل و مدیریت کند و جان و جایگاه شهردار بسیار ارزشمند تر از آن است که مثلا با انفجار یک پرتابه عمل نکرده و یا یک ترکش بی مقدار در محل انفجار به باد هوا برود.

در شرایطی که مهرداد کیانی شهردار کلانشهر کرج با پیگیری ها و حضور جلال سبزی موفق به گرفتن لوح تقدیر و نشان ویژه مسوولیت اجتماعی در شرایط جنگ از خانه روابط عمومی های ایران شده است آیا بهتر نبود که برای نشان دادن و مانور بر روی این موفقیت، یک کلیپ بهتر و حرفه ای تری با محتوای بهتری تولید و پخش می شد که نشان دهنده محتوای فیزیکی و معنوی این موفقیت که به دلیل استمرار ارتباط موثر با ذی‌نفعان، صیانت از سرمایه انسانی، جلوگیری از تعدیل نیرو، اطلاع‌رسانی شفاف و مسوولانه، مدیریت ریسک، مقابله با شایعات و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر در شرایط بحرانی اعلام شده است باشد.

صیانت از سرمایه انسانی یکی از بندهایی است که بر اساس آن این نشان و لوح تقدیر به شهردار کرج اهدا شده است و آیا به نظر شما حفظ جان شهردار یک کلانشهر بزرگ که با تحمل زحمات بسیار و صرف زمان و انرژی و منابع مالی زیاد انتخاب شده است نمی تواند جزء اولین و ابتدایی ترین اصول صیانت از سرمایه انسانی باشد.

باید اعتراف کنم که نباید از این نکته غافل شد که از زمان روی کار آمدن پدیده ای به نام شهروند خبرنگار در فضای مجازی، از ضرورت و اهمیت عنصر خبر، خبرنگار و خبرنگاری حرفه ای بسیار کاسته شده است و افکار عمومی و عوام و حتی قشر فرهیخته و متفکر جامعه نیز بیشتر تشنه دیدن کلیپ ها و صحنه های انفجار، تصادف، ترور، درگیری و ... شده اند که توسط شهروندان بارگذاری و منتشر می شود تا خواندن تجزیه و تحلیل و نقد و بررسی موشکافانه ای که توسط خبرنگاران و منتقدان حرفه ای نوشته شده است.

تماشای حضور یک شهردار در عمق و در نزدیکی فاجعه مطمئنا عطش مخاطبی که بی بهره از سواد و دانش تجزیه تحلیل رسانه ای است را بیشتر و بیشتر می کند و جلال سبزی نیز با این پیش فرض که سوار شدن بر موج رسانه های غیر رسمی بدون شناسنامه بسیار با اهمیت تر از سوار شدن بر موج رسانه های رسمی است، این کلیپ تبلیغاتی را تهیه کرده بود که فقط به درد پست گذاشتن در اینستاگرام و جذب مخاطب ساده پسند می خورد  و به نظر می رسد باز هم به صورت کاملا عمدی این کلیپ را در مقابل چشم تیزبین خبرنگارانی که همگی در رسانه های رسمی و شناسنامه دار مشغول فعالیت هستند پخش کرد تا بر اساس همان نظریه ای که در لابلای این یادداشت عرض کردم، فلسفه بی احترامی به جایگاه خبرنگاران را تکمیل کند.

نکته پایانی و روی سخنم با جناب آقای جلال سبری است : اگر رسانه های رسمی و خبرنگاران رسمی و شناسنامه دار را قبول ندارید و به اینستاگرام و تلگرام و واتساپ و پیام های رسان های فیلتر شده اعتقاد دارید پس دیگر چه نیازی به این همه ریخت و پاش و صرف بودجه های هنگفت برای تجلیل از خبرنگاران و رسانه های رسمی است. لطفا یا درست و اصولی تجلیل کنید یا اینکه جمع کنید این بساط را.

 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر